تبليغاتX
دختر خورشید -

دختر خورشید

روز مرگی های من

 

در این لحظه که دارم می نویسم نه خوبم و نه بد نه نا امیدم و نه خسته نه خوشحال و نه ناراحت

 

اینجا پایان زندگی نیست اینجا نه پایان دنیا است و نه  اغاز زندگی . اینجا اخرین دقایق پایان فصل سرد

امتحانات است . پایان روز ها و شب ها استرس و اضطراب  ، پایان تمامی شادی ها ، تلخی ها

و ناکامی هاست .

 

 
پایان تمامی شب زنده داری ها دعاها و نیازهاست . پایان قرمزی چشم ها و سکوت ذهن ها و لب ها ست

اینجا تا لحظاتی دیگر آغازی است بر زندگی دیگر

 

تا چند لحظه دیگر تمامی آنهایی که در مقطعی از سرنوشت با هم هستند از یکدیگر جدا می شوند.

  
 و برخی دیگر باز با هم  سرنوشتی مشترک خواهند داشت .برای برخی  فردا که دویاره خورشید از شرق طلوع کند زندگی معنای دیگری خواهد گرفت و برای برخی دیگر هنوز سرنوشتی مشخص نشده  و برای من که اهل هر چه پیش آید خوش آید .هر چه پیش آید خوش آید .

  
همه ی انچه توصیف شد توصیف پایان بود .به راستی آغاز را چگونه می توان توصیف کرد ؟؟


من و تو  چگونه شروع کردیم و در کدام جاده قدم نهادیم تا بدینجا رسیدیم

 

 امتحانات تمام شد اما خاطرات و تجربه هایی برایمان باقی گذاشت که شاید برای ما که دانشجو هستیم و

 بهترین لحظات عمرمان را صرف خواندن درس می کنیم اینچنین تجربه هایی ، تجارب مفیدی می باشد .

البته بستگی دارد از چه دیدی به آن نگاه کنیم .

 

 
یک ماه گذشت من  و تو تمام سعی مان  را کردیم و درس خواندیم  و به قول خودمان دود چراغ خوردیم

چه زود تمام شد همه  ی ان خاطرات زیبا .دیگر تمام شد تمامی تقلب نوشتن ها و تقلب کردن ها ، دیگر تمام شده نگاه نگران تو به یک مراقب

  
دیگر تمام شد دیر رسیدن ها به امتحان ، تمام شد  تمام شد تمام

 

  دیگر تمام شد زمانی که تو به من می گفتی این نکته را بخوان ، این فرمول را حفظ کن ، با فلان استاد

صحبت کن ، درس فلانی سخت نیست ، من به شما توصیه می کنم این ترم این درس را بگذرانید و...

 

همه ی آن لحظه ها برای هر کسی زیبایی خود را داشت .

 

ایا زمانی فرا خواهد رسید که انسان لحظه ای را در امتحان نباشد ، لحظه ای در خود فرو رود

  

ایا زمانی فراخواهد رسید که خداوند تمامی امتحاناتش را بر بشر تمام کند؟

 

 
زمانی خواهد امد که دیگر هیچ انسانی بر اشتباهاتش نگرید ؟؟

 

زمانی خواهد شد که خداوند مراقب نباشد و من و تو به راحتی در امتحان زندگی تقلب کنیم و خداوند متوجه  نشود و در پرونده ی انضباطی ما چیزی ثبت نشود ؟

 

 

مگر استاد بخشنده باشد وگرنه کسی لایق نمره بیست نیست .



نوشته شده در چهارم بهمن 1387ساعت 23:16 توسط دختر خورشید| |