دختر خورشید
روز مرگی های من
در این
لحظه که دارم می نویسم نه خوبم و نه بد نه نا امیدم و نه خسته نه خوشحال و نه
ناراحت اینجا
پایان زندگی نیست اینجا نه پایان دنیا است و نه
اغاز زندگی . اینجا اخرین دقایق پایان فصل سرد امتحانات
است . پایان روز ها و شب ها استرس و اضطراب
، پایان تمامی شادی ها ، تلخی ها و ناکامی
هاست . اینجا تا
لحظاتی دیگر آغازی است بر زندگی دیگر تا چند
لحظه دیگر تمامی آنهایی که در مقطعی از سرنوشت با هم هستند از یکدیگر جدا می شوند. من و
تو چگونه شروع کردیم و در کدام جاده قدم نهادیم تا
بدینجا رسیدیم امتحانات
تمام شد اما خاطرات و تجربه هایی برایمان باقی گذاشت که شاید برای ما که دانشجو
هستیم و بهترین لحظات عمرمان را صرف خواندن درس می کنیم
اینچنین تجربه هایی ، تجارب مفیدی می باشد . البته
بستگی دارد از چه دیدی به آن نگاه کنیم . چه زود
تمام شد همه ی ان خاطرات زیبا .دیگر تمام
شد تمامی تقلب نوشتن ها و تقلب کردن ها ، دیگر تمام شده نگاه نگران تو به یک مراقب
دیگر تمام شد زمانی که تو به من می گفتی این
نکته را بخوان ، این فرمول را حفظ کن ، با فلان استاد صحبت کن ،
درس فلانی سخت نیست ، من به شما توصیه می کنم این ترم این درس را بگذرانید و... همه ی آن
لحظه ها برای هر کسی زیبایی خود را داشت . ایا زمانی
فرا خواهد رسید که انسان لحظه ای را در امتحان نباشد ، لحظه ای در خود فرو رود ایا زمانی
فراخواهد رسید که خداوند تمامی امتحاناتش را بر بشر تمام کند؟ زمانی
خواهد شد که خداوند مراقب نباشد و من و تو به راحتی در امتحان زندگی تقلب کنیم و
خداوند متوجه نشود و در
پرونده ی انضباطی ما چیزی ثبت نشود ؟
پایان
تمامی شب زنده داری ها دعاها و نیازهاست . پایان قرمزی چشم ها و سکوت ذهن ها و لب
ها ست
و برخی دیگر باز با هم سرنوشتی مشترک خواهند داشت .برای برخی فردا که دویاره خورشید از شرق طلوع کند زندگی
معنای دیگری خواهد گرفت و برای برخی دیگر هنوز سرنوشتی مشخص نشده و برای من که اهل هر چه پیش آید خوش آید .هر چه
پیش آید خوش آید .
همه ی
انچه توصیف شد توصیف پایان بود .به راستی آغاز را چگونه می توان توصیف کرد ؟؟
یک ماه
گذشت من و تو تمام سعی مان را کردیم و درس خواندیم و به قول خودمان دود چراغ خوردیم
دیگر تمام
شد دیر رسیدن ها به امتحان ، تمام شد تمام
شد تمام
زمانی
خواهد امد که دیگر هیچ انسانی بر اشتباهاتش نگرید ؟؟

