تبليغاتX
دختر خورشید

دختر خورشید

روز مرگی های من

 

تو هم با من نبودی

مثل من با منم

و یا حتی مثل من با من

آنکه می پنداشتم باید هوا باشد

و یا با من چنان هم سفره ی شب

باید از جنس من و عشق و خدا باشد

تو هم با من نبودی

آنکه می پنداشتم باید از خیل خبر چینان جدا باشد

تو هم از ما نبودی

ای یار

ای سیل مصیبت بار

نوشته شده در بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 8:51 توسط دختر خورشید| |
 

ذهنی که دیگر یاری نمی کند

 

فکری که دیگر فکر نمی کند

 

دستی که دیگر نمی نویسد

 

جسمی که دیگر توانی ندارد

 

چشمی که نمی بیند

 

گوشی که نمی شنود

 

منی که تنهاست

 

دستی که یاری می کند

 

من هم تنهام با من باش ای دست ای دوست

 

نوشته شده در بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 8:47 توسط دختر خورشید| |