تبليغاتX
دختر خورشید

دختر خورشید

روز مرگی های من

 

اون میگه آدما کثیف تر از اونی هستند که دوست داشته هایشان را برای مدت زیادی دوست داشته باشند.

به نظر من اون اونقدر سنگدله که در مورد همه یه جور قضاوت می کنه و دوست داشتن را به کلی فراموش کرده  . " I think"

نوشته شده در هفدهم مهر 1386ساعت 19:11 توسط دختر خورشید| |
 

در تمام مدت دوری از زندگی وب لاگی در حال نوشتن داستانی بودم که گاهی فکر می کنم بعد از صرف وقت زیاد باید تکه تکه شود و به زباله دانی ها سپرده شود زیرا که کلیشه بودن . بی نظمی و همه ی آنچه که در زندگانی انسان ها چه پاک و مطهر و چه فاسد و حیوانی رخ می دهد را شامل می شود . زیرا که زیبایی اش با داشتن زشتی رنگ می بازد (( همه ی آنچه که می بینم )) من نه به طبقه بورژوا ومذهبی و یا بی قید تعلق دارم ونه به طبقه متوسط  و نه به... من همانم که هستم اما آنچه که می بینمو می شنوم  با آنچه برداشت می کنم  تفاوتی ندارد . 

نوشته شده در هفدهم مهر 1386ساعت 19:7 توسط دختر خورشید| |
 

چیزی ارزشمند تر از همین امروز نیست.

نوشته شده در هفدهم مهر 1386ساعت 18:56 توسط دختر خورشید| |
 

در خاطرات  کودکانه ی یک پشت بام کاهگلی بر فراز کشتزار های جوانی که از هجوم ملخها می ترسیدند . چقدر باید پرداخت؟

نوشته شده در هفدهم مهر 1386ساعت 18:55 توسط دختر خورشید| |
 

او چه بی رحمانه وارد خلوت من شد و آن را به هم زد فقط با یک سوال   ؟؟ خانم می بخشید میتونم بپرسم ساعت چنده؟؟ با شنیدن این کلمات ذهن و روح و جسم من به دنیای واقعی پیوند داده می شوند.

نوشته شده در هفدهم مهر 1386ساعت 18:52 توسط دختر خورشید| |
 

چه زیباست عاشق شدن در انتهای دوست داشتن و چه تلخ است عاشق شدن در ابتدای دوست داشتن.

نوشته شده در هفدهم مهر 1386ساعت 18:48 توسط دختر خورشید| |