دختر خورشید
روز مرگی های من
مردی خواهد آمد مردی که مرا با عشقش به اوج خواهد برد و با دستانش قله های سعادت را برایم به ارمغان خواهد آورد بیگمان روزی او خواهد آمد او که در لجنزار تیره ی این دنیا آلوده ی تقواست او که زندگی رابرایم معنا خواهد کرد اوکه دیگر نفس هایش مرا آلوده نخواهد کرد او که از کنار واژه های فریب ساده و بی تفاوت گذشته او که دوست می دارد نا دوست داشته باشد . " درانتظار دره ها رازیست "
بی گمان روزی کسی خواهد آمد . کسیکه مرا با خود خواهد برد و رها خواهد کرد .
نوشته شده در پانزدهم فروردین 1386ساعت
12:1 توسط دختر خورشید| |

